عبد الحسين شهيدى صالحى
367
تفسير و تفاسير شيعه ( فارسى )
سوره روشن شده است كه اصول اوليهء آفرينش - كه مواد و مصالح ساخت خلقت جهان و انسان است - متعدد است . نور در ذات خود يك اصل مجرد نامتناهى و ماده يك اصل متناهى و محدود است كه در مقابل نور ظلمت شناخته شده بر خلاف فرضيهء فلاسفه كه ظلمت را به معناى عدم نو مىدانند ثابت شده كه ظلمت ماده مجعول است كه در ذات خود محدود و سياه است محدوديت و سياهى و ظلمت خاصيت ذاتى ماده است و سياهى رنگ نيست بلكه بىرنگى است كه در مقابل رنگ نمايش پيدا مىكند و ثابت شده كه ماده و نور دو اصل متباين با يكديگرند نه نور به تنهايى نمايش دارد نه ماده . بلكه نمايش هر دو بعد از تركيب و انعكاس با يكديگر است و هزاران مطالب بىسابقهء ديگر . منبع : دانشنامهء قرآن ج 1 ص 708 . تفسير سورهء توحيد : اثر محمد على صالح غفارى ، در اين تفسير بهعنوان توحيد از ديدگاه علم ( عدد - مبدأ - آفريننده ) تعريف ذوات خلايق كه تركيبى از ماده و روح است و تعريف ماده كه محدوديت و جسمانيت از لوازم ذاتى آن مىباشد و همهء آثار و خاصيتها در ماده از آن جمله حيات و حركت و رنگ و نورانيت از تركيب ماده با روح مجرد پيدا مىشود و اثبات مىكند كه حيات و قدرت در ذات مقدس خدا اثر ذاتى و در ذوات مخلوقات اثر تركيبى است كه از تركيب و ادغام روح مجرد در ماده پيدا مىشود و اثبات اينكه اين دو اصل يعنى روح مجرد با ماده فاقد حيات ذاتى مىباشند . از تركيب اين دو اصل با يكديگر حيات و حركت پيدا مىشود به اين مناسبت خداوند مىفرمايد : « يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ . » اگر اصول آفرينش يعنى روح مجرد و ماده حيات ذاتى داشته باشند آيهء فوق معنا و مصداقى ندارد زيرا اثبات و سلب در صفات ذاتى قابل اجرا نيست . اگر حيات روح مجرد اثر ذاتى آن باشد اثبات و سلب حيات از ذات روح مجرد محال است و آيهء بالا مصداق پيدا نمىكند . پس اين دو اصل ( روح مجرد و